تبليغاتX
در انتظار
شعر هایی که در مدح حضرت مهدي (عج) سروده شده اند را ميتوانيد در اين وبلاگ مشاهده بفرماييد.
بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 10:37  توسط rassul  | 
 

از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم

تا ساحل چشمان توتکثیر شدیم

گفتند غروب جمعه خواهى آمد

آنقدر نیامدى که ما پیر شدیم

اللهم عجل لولیک الفرج

 

من عاشقانه با قلمم عکس انتظار ...

هر روز بهر آمدنت میکشم بیا..

مولای مهربان به کجایی بیا بیا...

من عاشقانه تو را یاد میکنم

 

 

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم نه ؛ ولی

برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 12:2  توسط rassul  | 

    گل مي دهم به بوي بهاري كه مي ر سد
    چشمم به در به ديدن ياري كه مي ر سد
    تكرار مي شود غزل انتظار دل
    هر شب به نام آينه داري كه مي رسد
    بغض هزار پنجره را اشك مي شوم
    در تاروپود نغمه تاري كه مي رسد
    فردا تبي دوباره به خورشيد مي دهد
    از آسمان تيره شراري كه مي رسد
    روشن زآيه هاي خدا مي شود زمين
    در برق ذوالفقار سواري كه مي رسد
    
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 16:2  توسط rassul  | 
 

زمین لبریز از موج نگاهت می شود روزی

به اذن حق ،زمانه در پناهت می شود روزی

بساط کینه و ظلم و ستم برچیده خواهد شد

محبت مست از روی چو ماهت می شود روزی

و دلها  ضرب  در نور خدای مهربان گردند

سحر   حاکم به  یمن پایگاهت می شود روزی

زمان این تشنه کام روی خورشیدیت یا مولی

اسیر چنبر زلف سیاهت می شود روزی

گریبان چاک خواهد زد به شوق روی تو هر دل

مهیا 313 سپاهت می شود روزی

زموج اشک و آه عاشقانت« منجی موعود»

زمین طوفانی از دریای آهت می شود روزی

و شرق و غرب عالم ، حجت بن العسکری ، آقا

به فرمان تو از امر الهت می شود روزی

به آهنگ همایون ، می سراید قنبر ثانی

دل عالم  مقر پایگاهت می شود روزی

 

محمدرضاکوزه گر کالجی 
( قنبر ثانی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 15:41  توسط rassul  | 

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

 

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

 

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

 

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

 

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

 

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

 

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...

 

 

شعر از برادر ارجمند سید حمید رضا برقعی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 15:7  توسط rassul  | 
السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی
در غم هجر تو در سوز و گدازیم
                               تا به کی زین غم جانکاه بسوزیم و بسازیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 16:58  توسط rassul  | 
اي طبيبا به سر بستر بيمار بيا                           بهر دلداري دلسوخته زار بيا
تو كه دل را به نگاهي بربودي ز كفم                     بپرستاري بيمار دل افكار بيا
آتش هجر تو سوزانده همه هستي من                به تسلاي دل و جان شرربار بيا
اشك هجر است كه از ديده من ميبارد                 بهر غمخواري اين چشم گهر بار بيا
دل من خون شد و از ديده برون ميريزد                 به تماشاي دل و ديده خون بار بيا
يوسف فاطمه (ع) بين منتظران منتظرند                پرده بردار ز رخ بر سر بازار بيا

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 16:56  توسط rassul  | 
لب تشنه اگر آب نبیند سخت است
نوکر رخ ارباب نبیند سخت است
ما نوکر و ارباب تویی مهدی جان
نوکر رخ ارباب نبیند سخت است
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 16:55  توسط rassul  | 
دل که آشفته روي تو نباشد دل نيست           آنکه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست
مستي عاشق دل باخته از باده توست           بجز اين مستقيم از عمر و مگر حاصل نبست
عشق روي تو در اين باديه افکند مرا               چه توان کرد که اين باديه را ساحل نيست
بگذر از خويش اگر عاشق دلباخته ايي            که ميان تو و او جز تو کسي حائل نيست
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 16:53  توسط rassul  | 
 

جمعه يعنى يك غزل دلواپسى***جمعه يعنى گريه هاى بى كسى

جمعه يعنى روح سبز انتظار***جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار

بى قرار بى قراريهاى آب***جمعه يعنى انتظار آفتاب

جمعه يعنى ندبه اى در هجر دوست***جمعه خود ندبه گر ديدار اوست

جمعه يعنى لاله ها دلخون شوند***از غم او بيدها مجنون شوند

جمعه يعنى يك كوير بى قرار***از عطش سرخ و دلش در انتظار

انتظار قطره اى باران عشق***تا فرو شويد غم هجران عشق

جمعه يعنى بغض بى رنگ غزل***هق هق بارانى چنگ غزل

زخمه اى از جنس غم بر تار دل***تا فرو شويد غم هجران دل

جمعه يعنى روح سبز انتظار***جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار

بى قرار بى قراريهاى آب***جمعه يعنى انتظار آفتاب

لحظه لحظه بوى ظهور مى آيد***عطر ناب گل حضور مى آيد

سبز مردى از قبيله عشق***ساده و سبز و صبور مى آيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 11:6  توسط rassul  |