السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی
در غم هجر تو در سوز و گدازیم
تا به کی زین غم جانکاه بسوزیم و بسازیم
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 16:58 توسط rassul
|
اي طبيبا به سر بستر بيمار بيا بهر دلداري دلسوخته زار بيا
تو كه دل را به نگاهي بربودي ز كفم بپرستاري بيمار دل افكار بيا
آتش هجر تو سوزانده همه هستي من به تسلاي دل و جان شرربار بيا
اشك هجر است كه از ديده من ميبارد بهر غمخواري اين چشم گهر بار بيا
دل من خون شد و از ديده برون ميريزد به تماشاي دل و ديده خون بار بيا
يوسف فاطمه (ع) بين منتظران منتظرند پرده بردار ز رخ بر سر بازار بيا
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 16:56 توسط rassul
|
لب تشنه اگر آب نبیند سخت است
نوکر رخ ارباب نبیند سخت است
ما نوکر و ارباب تویی مهدی جان
نوکر رخ ارباب نبیند سخت است
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 16:55 توسط rassul
|
دل که آشفته روي تو نباشد دل نيست آنکه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست
مستي عاشق دل باخته از باده توست بجز اين مستقيم از عمر و مگر حاصل نبست
عشق روي تو در اين باديه افکند مرا چه توان کرد که اين باديه را ساحل نيست
بگذر از خويش اگر عاشق دلباخته ايي که ميان تو و او جز تو کسي حائل نيست
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 16:53 توسط rassul
|